تبليغاتX
.: برازجان زیبا :.

 


توکلی : بسم الله ما که با اولین ساندویچ شروع کردیم ، خونه خودتونه بفرمائید ، شما هم شروع کنید

مرادی(معاون فرماندار) : آقای فرماندار جون آدیم گشنمن وگرنه نم خوردم

(آخه این آقای مرادی عزیز کازرونیه)

ساعت 12 شب این آقای گرشاسب هم حق داره اینطوری بیفته به جون ساندویچ

 

طالبی خطاب به گرمسیری : تو بخور من حساب و کتاب را دارم ، 5 تا همبر ، 4 تا کتلت ، 6 تا بندری ، .....

گرمسیری (رئیس شورا) : میلین ساندویچم بخارم یا نه ، حالا یک مصاحبه ای هم کردم ، دیگه نمی کنم


مرادی :  " آدی " خود کشی راه های دیگه هم داره هاااااااااااا

 


توکلی : نه ارباب اصلا تو فکر نرو ، تا 8 تای دیگه هم جا داروم


توکلی : به زور نوشابه هم که شده بخور ، یعنی خوردن مال و ماندن میراث


موسوی : هی ی ی بدک نیسی ، سی رفع گشنیی خوه

غریب زاده : بچه نوشابه بده سی خانم محمد خانی (مشهور به زلزله) که الان زلزله می زنه یااااااااا

 

این حاج عباس دهقان عزیز  و دوست داشتنی هم که ظاهرا اینقدر حوصله داره که میخاد یک ساندویچ و توی یک ساعت بخوره

فرماندار : ساندویچ که به هر زحمتی بی خاردم ولی سی شورای شهر گفته باشم که گذر پوست به دباغ خونه می افته


صالحی (روابط عمومی فرمانداری) : خدایا شکرت ولی این هم نشد پذیرائی

این هم پوکه های به جا مانده از یک جنگ تمام عیار با ساندویچ ها

 

+ نوشته شده توسط برازجان در چهارشنبه 1386/08/23 و ساعت 9:35 بعد از ظهر |